و اينك شخصيتهاي اصلي داستان:
من:ازدواج كردم.اما هميشه روزم را با ممول شروع مي كنم
ممول:با يك پسر ديگر ازدواج كرد(به راحتي هر چه تمام تر)
اين دنيا واقعا پسته.من از سال 1385 تا سال 1391 عاشقانه اون رو مي پرستيدم و هميشه تمام فكر و ذكر من اون بود.اما اون تنها با تمام ماجرا هايي كه خوندين منو بازي داد...واي كه بازيه تلخي...عمر يك انسان رو به بازي گرفت....
برچسب:
نویسنده: پرهام شاکری