سالها گذشت...7 سال....ملی من هنوز مرد هستم..و شاید یه جوان یه زود
پیر می شود...این را ریهای رنگ برگشته ام که به سفیدی میروند به من می گویند..چه سخت گذشت..چه سخت گذشت..خدای من..این سالهای سخت را نمی خواهم از من بگیری..تا اینکه همیشه بدانم که من چگونه پیر شدم...
برچسب: پیر شدم,پیر شدم ولی بزرگ نه,پير شدم,پیر شدم تواین قفس,پیر شدم نیومدی,پير شدم ولي بزرگ نه,پیر شدیم اما بزرگ نه,پیر شدم پیرتو ای جوونی,پیر شدم زدبازی,پیر شدم شعر,
نویسنده: پرهام شاکری
تاريخ: جمعه
19 شهريور
1395 ساعت: 12:43