من وتو

متن مرتبط با «پیر شدم پیرتو ای جوونی» در سایت من وتو نوشته شده است

وای بر من

  • نیلوبلاگ

    وای بر منگر تو آن گمگشته ام باشی...

    ادامه مطلب
  • پاییز

  • نیلوبلاگ

    ...پسر شجاع در غروبی سرد رو به خورشید نشسته بود و یاد می آورد آن روزهایی را که پر از خوشبختی بودند،اینک او یکی از سردترین انسانهایی بود که می شناخت،اودیگر به معنای واقعی کلمه بدبخت شده بود،او دیگر تمام این سختی ها را پذیرفته بود و به خود قول داده بود میان آنها زندگی کند تا دنیا را ترک کند،خورشید پایین و پایین تر می رفت و سرمای دنیای پست بر بدن پسر شجاع می نشست،پاییز بود...او سرش را پایین انداخت و بر کفشهایش خیره شد...پاهایش...چقدر در راه رسیدن به ممول این پاها دویدند،چقدر فریب این روزگار زا خوردند،چقدر در پی جستن مقبره برادر ممول در گورستان به آن بزرگی دو...

    ادامه مطلب
  • پیر شدم

  • نیلوبلاگ

    سالها گذشت...7 سال....ملی من هنوز مرد هستم..و شاید یه جوان یه زود پیر می شود...این را ریهای رنگ برگشته ام که به سفیدی میروند به من می گویند..چه سخت گذشت..چه سخت گذشت..خدای من..این سالهای سخت را نمی خواهم از من بگیری..تا اینکه همیشه بدانم که من چگونه پیر شدم... ...

    ادامه مطلب
  • و ÷ایان من

  • نیلوبلاگ

    و بالاخره من تمام شدمبا مام احساساتم و غرور و مستیم...من تمام شدم..پایان غم انگیز من چه رسوایی ای به دامن کلمه عشق انداخت... ...

    ادامه مطلب
  • دنیای بی رحم

  • نیلوبلاگ

    و اینک پسر شجاع در گوشه ای دچار افسردگی شدید...اما زندگی ادامه دارد...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    پیر شدم | پیر شدم ولی بزرگ نه | پير شدم | پیر شدم تواین قفس | پیر شدم نیومدی | پير شدم ولي بزرگ نه | پیر شدیم اما بزرگ نه | پیر شدم پیرتو ای جوونی | پیر شدم زدبازی | پیر شدم شعر